چطور با نسل زد ارتباط برقرار کنیم؟

چهارشنبه, خرداد 27, 1394 - 14:00 توسط تحریریه بادبادک

نیما افشارنادری: خصوصیات و اخلاقیات مشتری‌ها و مصرف‌کننده‌ها در دنیای اینترنت تغییر کرده‌اند. نسل جدیدی از آن‌ها امروز به وجود آمده‌اند که خریدی را بدون مراجعه به اینترنت نمی‌کنند و همواره مشغول مقایسه هستند. سایت‌های گوناگون و شبکه‌های اجتماعی روز به روز پروسه خرید و فروش را پیچیده‌تر کرده است که این لزوما به معنی سخت‌تر شدن ماجرا نیست. 

نسل زد کیست؟ با کلیک روی این عبارت، با نسل زد به روایت بادبادک آشنا شوید.

فرض کنید افرادی وارد شهر شده باشند که به زبان دیگری سخن بگویند و معیاری دیگر در ذهن برای تصمیم‌گیری داشته باشند. سلایق، حوصله و هنجارهای دیگری داشته باشند. بهترین کار برای راضی کردن آن‌ها به خرید از شما چیست؟ این‌که زبان آن‌ها را بدانید. امروزه هم همین‌طور است. کافی‌ است با نسلی که آن‌ را نسل z می‌نامیم آشنا شویم و دل آن‌ها را به دست بیاوریم. زبان آن‌ها را بدانیم تا بتوانیم قانعشان کنیم. 

راهش چیست؟ 

چگونه می‌توانیم برندی بسازیم و از آن با استراتژی شبکه‌های اجتماعی و ارتباطات حرفه‌ای امروزین دفاع کنیم؟ چطور می‌توانیم کاری بکنیم تا به قول معروف همین نسل زد، «دیگران با ما سلفی بگیرند»؟

محتوای مناسب، در بسته‌های جمع‌و‌جور

نسل زد نیاز دارد تا به سرعت بفهمد که چرا چشم‌اندازی که شما برایش ترسیم می‌کنید بهترین است. به یاد داشته باشید که این نسل تازه آمده انتخابش را از داخل نیوزفیدهای فیس‌بوکی یا دیوایس‌ها و ابزارهای موبایلی انتخاب می‌کند. پس فرصت زیادی برای تصمیم‌گیری ندارد. 

با تماشای چند ثانیه‌ای یک عکس، خواندن یک پاراگراف خیلی کوتاه و تماشای یک لینک، یا ویدئوی چند ثانیه‌ای این روزها می‌توان دل مشتری/مخاطب را به دست آورد. ۱۴۰ کاراکتر، به اندازه طول یک توییت، این روزها می‌تواند کاری کند که هزار بیلبورد خیابانی در بزرگراه همت از آن عاجز است. 

کوتاه بنویسید. و درگیرکننده. در غیر این صورت تنها با یک مخاطب گذری هستید که تنها لطف او که شامل حال شما می‌شود «گذر کردن» از شما و رسیدن به رقیب‌ شماست. 

بسازید، سازنده همیشه برنده است

تاحالا ویدئوهای موسوم به DIY را دیده‌اید؟ این کلمه تازه‌ اختراع شده مختفف Do It Yourself است. هر روزه نسل جدید اینترنت ویدئوهای زیادی با این هشتگ به اشتراک می‌گذارند که شامل تصاویر یا توضیح چیزهایی است که خودشان ساخته‌اند. از کارخانه‌ها خرید نکرده‌اند و رفته‌اند خودشان تهیه کرده‌اند. شما با چنین نسلی سر و کار دارید که اگر بتواند چیزی را خودش بسازد، روش آن را به دیگران آموزش می‌دهد. 

اگرچه در ایران هنوز این نهضت فراگیر به حساب نمی‌آید اما دیر یا زود باید خودمان را برایش آماده کنیم. با هزینه‌های زیادی که این روزها استفاده از محصولات با برندهای گوناگون دارد،‌شاید بهتر باشد برای آن روز پیش‌بینی کنیم. 

اما این‌ها را نگفتم که از امروز با فکر کردن به این مسئله اضطراب بگیرید. گفتم که با خود مرور کنیم که هویت این کاربران در اطلاع‌رسانی و آموزش به یکدیگر تعریف می‌شود.و این‌که آن‌ها به جنسِ خودساخته اهمیت بیشتری می‌دهند. سعی نکنید چیزی را کپی کنید، مخصوصا اگر متن تبلیغاتی و معرفی خود شما باشد. 

این نسل غرق شده در پلتفرم‌هایی مثل اینستاگرام ،‌وایبر، تلگرام و گوگل. به راحتی هر چه تمام‌تر دست ما در جعل احتمالی، محتوای ما با استفاده از گوگل و مشابه‌های کوچک‌ترش رو می‌شود و رسوا می‌شویم. یادمان نرود که همیشه عده‌ای بیکار، برای برندینگ شخصی‌شان در حال سوتی گرفتن روی فیس‌بوک و توییتر هستند. پس محتوا باید و باید تحت هر شرایطی تولیدی و اصل باشد. محتوایی که خودش همDIY به حساب بیاید. آن وقت بر صدر می‌نشیند و بر سر می‌گذارند.

خصوصی و اختصاصی: وارد حریمم نشو اما آن را بشناس

پدرمادرهای این نسل، روز به روز در پیدا کردن ارتباط با نسل زد دچار مشکل خواهند شد. نشانه‌هایش همین حالا هم در جامعه وجود دارد. چند بار خاله یا عمه‌شما مشغول مذاکره درباره محتوای به زعم او نامناسب شما روی شبکه‌های اجتماعی بوده است؟‌ احیانا پدرتان از شان خانوادگی ‌ای که در شبکه‌های اجتماعی ممکن است نیاز به رعایت بیشتر داشته باشد با شما صحبت نکرده است؟ مادرتان نپرسیده آیا به نظر شما لازم است هر عکسی می‌بیند لایک کند یا خدای ناکرده بی‌ادبی محسوب نشود؟ این‌ها نشان می‌دهد این دو نسل در حال بروز تفاوت‌هایشان هستند. 

بنا بر تحقیقاتی که انجام شده است، نزدیک به یک چهارم کاربران فیس‌بوک، ۱۳ تا ۱۷ ساله‌اند. نسلی تازه آمده که دوران پیش از آن را به یاد نمی‌آورد ولی در حال تصرف این فضا به عنوان قلمروی خود است. 

به زودی این نسل در کلاس‌های درس در ایران هم یادداشت‌برداری‌هایش را با نرم‌افزار اورنوت انجام خواهد داد و مشق‌های اشتراکی‌اش را با گوگل درایو مدیریت خواهد کرد. 

این ابزارها را باید شناخت. بخش زیادی از داد و ستدها و تبادل نظرهای این نسل روی پلتفرم‌های اجتماعی است اما بخش زیادتر آن در مکالمات خصوصی خواهد گذشت. حریم‌های خصوصی جابجا شده‌اند و اگرچه کار خوبی هم نیست که بخواهیم به آن حریم پا بگذاریم، به سختی می‌توان به آن‌ها نفوذ کرد. 

احترام به حریم خصوصی آن‌ها، و اندیشیدن به راهی که پیام شما به خلوت آن‌ها راه پیدا کند، می‌تواند چندین برابر عمومی‌ترین پیغام‌هایی که هر کس بگوید روی سخنش با من نیست تاثیر بگذارد. علاوه بر آن مهم است که پیغام‌های گوناگونی برای افراد بفرستیم که با یکدیگر فرق کند. ارسال اس‌ام‌اس یا پیام وایبری برای من که بهتر است دماغم را عمل کنم تا همسر بهتری گیرم بیاید، اگر متاهل باشم هیچ فایده‌ای ندارد. 

تجربه کاسه‌بشقابی‌ها

به تبلیغات وایبری یا اس‌ام‌اسی، تبلیغات نمی‌گویم. نامش به نظر من مزاحمت است. مثل این است که زنگ خانه‌ها را بزنید و از آمادگی خود برای خریدن کاسه‌بشقاب‌ها سخن بگویید. اگر افراد می‌توانستند کاسه‌بشقابی‌ها را هر وقت لازم داشتند صدا کنند، دیگر این کسب و کار این شکل را نمی‌گرفت. پس از اختراع تلفن، دیگر نیازی به آن‌ها نبود و کم کم حضورشان در خیابان‌ها کمرنگ تر شد. 

سخن‌گفتن با زبان مخاطب

این روزها باید از «استیکر»ها و ویدئوکلیپ‌ها استفاده کرد، برندها باید از المان‌های تصویری، متنی مخصوص همین بازار استفاده کنند. لحن را از همین جمعیت بگیرند و کد ها را بگیرند و کد بدهند. می‌توان به اتفاقاتی که در دنیای وب افتاده و احتمالا مخاطب شما از آن خبر دارد ارجاع بدهید. 

بچه‌ها دیگر دوست ندارند کسی در تلویزیون برای آن‌ها لوس حرف بزند. جوان‌های وارد دنیای تکنولوژی شده هم علاقه‌ای به این‌که همیشه با آن‌ها مثل «جو زده‌ها»ی تکنولوژی صحبت کنیم نخواهند داشت. آن‌ها می‌خواهند گاهی به رویمان بیاوریم که مثل خودشان هستیم، و این کار شدنی نیست مگر این که واقعا از ماجرا سر در بیاوریم. اگر نمی‌توانیم وقت بگذاریم و این فضا را بشناسیم شاید وقتش رسیده از مشاوری برای این منظور استفاده کنید. مشاور شما باید خودش کارکشته این فضا باشد. 

اگر مخاطب فکر می‌کند و درست هم فکر می‌کند که لینکدین فضایی رسمی و جدی دارد، پس آپلود کردن یک پیام تبلیغاتی «دلقک‌»وار مشکل را می‌زاید حل نمی‌کند. در اینستاگرام پیام تصویری باید گذاشت، توییتر جای نوشته است و هر شبکه لحن خود را دارد. این‌ها را باید آموخت و به کار گرفت. 

به بخش عمیق‌تر برو

برای تولید محتوایی که قشر جوان‌تر را جذب کند، لازم است بیشتر آن‌ها را بشناسیم. این یک کار روزمره است. هر روز باید با آن‌ها سر و کله زد، عادات و علایقشان را مطالعه کرد و آمارهای مربوط به آن‌ها را خواند. 

افزودن دیدگاه جدید

دیدگاه خود را بیان کنید